مربی یک راسو است که در رختکن به دختران نگاه می کند. اما هنگامی که بسیاری از زنان اغوا کننده در یک مرکز تناسب اندام مشغول هستند - چرا از دیدن شکاف لذت نبرید. و بنابراین سرنوشت خود او را با خروس برهنه اش به دستان یک سبزه هل داد. آیا واقعاً فکر می کردید که او چنین هدیه ای را رد کند؟ او آن را مکید، و شما نمی توانید او را باز کنید. اما او آن را به خوبی مکید - درست در گلویش، تمام شیشه از انتها.
بابا میدونه دخترخوانده اش شلخته است. چگونه می توانید از آن استفاده نکنید؟ به خصوص که دختر خوانده می خواهد به خوابگاه برود. و برای اینکه ناپدری خود را مجبور کند که او را رها کند - او حتی حاضر است او را تکان دهد و پاهایش را باز کند.